رنک الکسا شما بروز شد : 0 زندگی زیباست ای زیبا پسند

زندگی زیباست ای زیبا پسند

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

تو تمنای من و یار من و جان منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 22:47
برچسب‌ها :

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 11:16
برچسب‌ها :

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 1:43
برچسب‌ها :
مرد که باشی، بار سنگین یک زندگی رو همیشه رو شونه هات حس میکنی...حتی از بچگی... مرد که باشی،همیشه از اینکه چی میشه و چی پیش میاد میترسی... مرد که باشی،همه از تو یجور دیگه انتظار دارند، تا حرف بزنی و از غصه هات بگی میگن تو مردی نباید اینارو بگی... مرد که باشی، نمیتونی بلند گریه کنی،مجبوری تو خلوت خودت بغض کنی و اشک بریزی...بغضی که راه گلوتو میبنده و یواش یواش آدم خفه میکنه...اشکی که شریانهای بدن مختل میکنه... مرد که باشی زنا فکر میکنن حقشون رو پامال کردی، ولی تو اصلا فرصت نداری که فکر کنی ببینی کی حقتو خورده...مرد که باشی یه خونواده به تو تکیه کردن... مرد که باشی هر کم و کسری که باشه همه تو رو مقصر میدونن...مرد که باشی آینده برات خیلی خیلی مهم میشه... مرد که باشی شب و روز زحمت میکشی فقط برای زن و بچت... مرد که باشی حسرت خیلی چیزا به دل خوت میمونه... مرد که باشی زندگی فقط سختی و دوندگیش رو بهت نشون میده... مرد که باشی دوس داری بقیه خوش باشن تا اینکه خودت خوش باشی... مرد که باشی با اینکه میدونی بهشت زیر پای مادران،اما بدون هیچ چشمداشتی همه کاری برای زندگیت میکنی.. من مردم،نگاه به بدن قوی و
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :
در شهر تو هواي تو هست و تو نيستي آهنگ خنده هاي تو هست و نو نيستي گفتند تا هنوز مرا ياد ميكني آوازهء وفاي تو هست و تو نيستي گنجشك ها فراق ترا چيغ ميزنند زير درخت جاي تو هست و تو نيستي از بس پر است خاطرم از خاطرات تو حتا صداي پاي تو هست و تو نيستي گفتي خدا هم از تو نتواند جدا مرا نام خدا، خداي تو هست و تو نيستي
نویسنده : بازدید : 15 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :
گر در یمنی چو با منی پیش منی گر پیش منی چو بی منی در یمنی من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم که من توام یا تو منی
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی ملامتگوی بی حاصل ترنج از دست نشناسد در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید مرا در رویت از حیرت فروبسته ست گویایی تو با این حسن نتوانی که روی از خلق درپوشی که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی تو صاحب منصبی جانا ز مسکینان نیندیشی تو خواب آلوده ای بر چشم بیداران نبخشایی گرفتم سرو آزادی نه از ماء مهین زادی مکن بیگانگی با ما چو دانستی که از مایی دعایی گر نمی گویی به دشنامی عزیزم کن که گر تلخست شیرینست از آن لب هر چه فرمایی گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد چو پایانم برفت اکنون بدانستم که دریایی تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش مگس جایی نخواهد رفتن از دکان حلوایی قیامت می کنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرخایی
نویسنده : بازدید : 15 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 19:33
برچسب‌ها :
معبودا :چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم : الهی العفو ... که عفو و بخششت را می طلبم اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و جفا از من می بینی باز هم رشته ی مهر و دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟اما مهربان خالقم!تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگیهایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و این کلام را نگفته باشم :خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشیتو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن که تو می خواهی
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 17 دی 1395 ساعت: 23:05
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد