
راه می رومو شهرزیر پاهام تمام می شود.توهیچ کجا نیستی! ...
ادامه مطلب
تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیای توامدل و جان تو گرفتار نگاه من و منبس پریشان رخ و صورت زیبای توامدلم از شوق تو لبریز و تو دیوانه منای تو دیوانه من، عاشق و شیدای توامد...
ادامه مطلب
ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺭﺍ ﺷﺒﯿﻪﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ !! ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ " ﺗــــــــــــــــــــﻮ " ﺷﺪﻩﺍﻧﺪﯾﺎ ﺗﻮ " ﻏﺮﯾﺒـــــــــــــــــــــــــــﻪ " ؟؟ . ...
ادامه مطلب
راه می رومو شهرزیر پاهام تمام می شود.توهیچ کجا نیستی! ...
ادامه مطلب
فرقی نمی کند گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بی کران، زلال که باشی آسمان در توست. ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
مرد که باشی، بار سنگین یک زندگی رو همیشه رو شونه هات حس میکنی...حتی از بچگی... مرد که باشی،همیشه از اینکه چی میشه و چی پیش میاد میترسی... مرد که باشی،همه از تو یجور دیگه انتظار دارند، تا حرف بزنی و از غصه هات بگی میگن تو مردی نباید اینارو بگی... مرد که باشی، نمیتونی بلند گریه کنی،مجبوری تو خلوت خودت بغض کنی و اشک بریزی...بغضی که راه گلوتو میبنده و یواش یواش آدم خفه میکنه...اشکی که شریانهای بدن مختل میکنه... مرد که باشی زنا فکر میکنن حقشون رو پامال کردی، ولی تو اصلا فرصت نداری که فکر کنی ببینی کی حقتو خورده...مرد که باشی یه خونواده به تو تکیه کردن... مرد که باشی هر کم و کسری که باشه همه تو رو مقصر میدونن...مرد که باشی آینده برات خیلی خیلی مهم میشه... مرد که باشی شب و روز زحمت میکشی فقط برای ز...
ادامه مطلب
در شهر تو هواي تو هست و تو نيستي آهنگ خنده هاي تو هست و نو نيستي گفتند تا هنوز مرا ياد ميكني آوازهء وفاي تو هست و تو نيستي گنجشك ها فراق ترا چيغ ميزنند زير درخت جاي تو هست و تو نيستي از بس پر است خاطرم از خاطرات تو حتا صداي پاي تو هست و تو نيستي گفتي خدا هم از تو نتواند جدا مرا نام خدا، خداي تو هست و تو نيستي ...
ادامه مطلب
باز با خوف و رجا سوی تو می آیم من دو قدم دلهره دارم دو قدم دل تنگم ... ...
ادامه مطلب
صبحی که به جای عـــشق با یک سیگار شروع شود... یک شروع دوبـــــاره نیست ... امتداد پایان اســــــت ... برای کســـــی که دیگر امیــــدی به ادامه ندارد ... ...
ادامه مطلب
پر از تو بودم...به تهیدستی ام نگاه کردی...گفتی که هیچ نداری...ندیدی،من تو را داشتم!! ...
ادامه مطلب
تو همان جرعه آبی که نشد وقت سحر بزنم لب به تو و زود اذان را گفتند... ...
ادامه مطلب
بوی ربنای تـــــــو ماه دل تنگی های من افطار می کنم خاطرات نبودنت را ! ...
ادامه مطلب
تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم . تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو بسان قایق، سرگشته، روی گردابم! ...
ادامه مطلب
در ساحل چشمان تو دریای عجـــــیبی است احساس من از دیـــــدن تو حس غریبی است هر گاه که یادت به کــــــــــــــویر دل من زد صحرای دلم منتظرسخت نهـــــــــــیبی است بر خاک زمینهای تـَرَک خــــــورده ی تشنه باریدن ِباران ِنگاهت ، چـــــــو طبیبی است ای پاک ترین صـــــــــــورت انسانی هستی باز آ ، که دلم درصـــدد کسب نصیبی است ای آنکه گذر می کنی از باغ وجــــــــــودم چشمت همه جا درطلب سرخی سیبی است .... ....اینجا که بجز سرو، درخت دگری نیست یا هست اگر، مـِهر ِدل انگــــیز حبیبی است هر جا کـــــــــــــه تو باشی ، دلم آرام ندارد در ساحل چشمان تو ...
ادامه مطلب