
تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیای توامدل و جان تو گرفتار نگاه من و منبس پریشان رخ و صورت زیبای توامدلم از شوق تو لبریز و تو دیوانه منای تو دیوانه من، عاشق و شیدای توامد...
ادامه مطلب
میان دره های مه گرفته دعوتت میکنم به صرف پنج شنبه ای پاییزی کنار نت های خاموش عصرگاهی یادت نرود بانو! سیگار را با خودت بیاوری، به قدر کفایت اینجا برای غصه خوردن برای گریه های طولانی وقت بسیار است میان هجمه دود گرفته عاشقی ها از ریه هایت کمک بگیر هوای دوست داشتن سخت سربی است از ما گفتن بود رفیق ...
ادامه مطلب