
خنده ی بیگانگان دیدم نگفتم درد دل آشنایا با تو گویم گریه دارد حال من...! ...
ادامه مطلب
دلم اسارتی میخواهد از جنس تو . . . مثل حبس شدن گوشه آغوشت ! ...
ادامه مطلب
دلت را بتکانغصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کناشتباهایت وقتی افتاد روی زمینبگذار همانجا بماند...فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکشقاب کن و بزن به دیوار دلت ...دلت را محکم تر اگر بتکانیتمام کینه هایت هم می ریزدحالا کمی آرام تر بتکانتا خاطره هایت نیفتدتلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟خاطره، خاطره استباید باشد، باید بماند ...
ادامه مطلب
برای دل بستنباید دلت را ب دلش گره بزنییکی رویکی زیرمادربزرگم میگفت :قالی دستبافت مرگ ندارد . . . ...
ادامه مطلب
ای کاش زبان نگاهم را می دانستی و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی کاش می دانستی من همیشه با زبان چشمانم با تو سخن می گویم چشمانی که از ندیدنت سیل ها دارند برای جاری ساختن سخن ها دارند برای گفتن غزل ها دارند برای از تو سرودن و عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن کاش می دانستی که من تو را دوست دارم کاش می دانستی...! ...
ادامه مطلب